اگر جوجه ها بخواهند با هر گاو نر جفت می شوند. پس این مرد تمام خواسته های آنها را برآورده کرد. فکر می کنی سبزه ها خیلی ساده لوح هستند؟ نه، آنها عوضی هستند، من می توانم آن را در چشمان آنها ببینم. مردها را یکی یکی مثل گله می دوشند. یک لیتر شیر در روز برای آنها عادی است! آن دوشیرها را محکم می زدم تا مثل بادکنک پف کنند!
با سینه هایی مثل این سبزه و دانش زبان فرانسوی، او مجبور نیست کار کند. چنین مردان بالغی هم سرگرمی و هم پول برای او فراهم می کنند. فکر میکنم این سگ بعد از اینکه او را در تمام سوراخهایش لعنت کرد، در مورد این عوضی به دوستانش خبر خواهد داد. حالا شیر مثل رودخانه از صورتش می ریزد!
خواهرش به خاطر دوست پسرش که تصویر شلخته ای از او کشیده بود هیستریک شد - چقدر لاغر و صاف بود. برادرش او را آرام کرد و اندازه کمر و باسن او را اندازه گرفت و به او اطمینان داد که او عالی است! مطمئناً، قدردانی او ناکافی بود - مکیدن خروس برادرش، اما آیا دختر شایسته همدردی نبود؟ وقتی می خواست سرش را از قبل بردارد، اجازه نمی داد - اگر می خواست بزرگ شود، آن را قورت بده. و به نظر می رسید که اسپرم او مورد پسند او بود. حالا همیشه می توانست روی او حساب کند.
# در تمام سوراخ های او #