این چه پسری است! و دخترها سرسخت هستند، شما نمی توانید آنها را با یک دسته از پسرها بترسانید. این خیلی دیک است! یکی میزنه اینجا یکی اونجا خفه نشو. چگونه می توانند به همه خدمت کنند، من نمی توانم آن را باور کنم. جنگلی از خروس ها و دریایی از تقدیر. آنها تمام بدن دختران را قطع می کنند. و ریختن و ریختن - به طور کلی معلوم است که دختران مانند یک دوش اسپرم گرفته اند. خوب شد که خفه نشدند.
این ایده خیلی خوبی بود که صاحب کافه همسرش را پشت پیشخوان بگذارد. مشتریان دسته دسته آمدند. بله، همسر نیمفومونی همیشه توجه بیشتری را طلب کرده بود، اما حالا برای تجارت خوب بود. جذابیت های او همیشه در تجارت بود، قهوه و همچنین الکل فروخته می شد و حتی افراد همیشگی خود را داشت. حتی یک باریستا هم می توانست به شهرت برسد اگر شوهرش اهمیتی نمی داد.
وقتی زن عوضی است، پرداخت بدهی ها بسیار راحت است. شما همیشه می توانید او را تحت طلبکار قرار دهید. یقه ای که شوهرش به او می زند مانند ننگ فاحشه است. شوهرش لباسی را انتخاب کرد که در آن به سراغ عاشقانش برود، و شلوارک یک قرارداد غیر ضروری پیوریتانی است. بگذارید او مانند یک زن خمیده به نظر برسد. او حتی به سیاه پوستان پیشنهاد داد که از او با تلفن هوشمندش فیلم بگیرند تا مدرکی به شوهرش بدهد که نشان دهد او بدهی قمار او را پرداخت کرده است. ترامبوهای سیاه جذابیت های او را به سختی به کار می بردند و آنها را به اعماق فرو می بردند - دختر زیر اندازه آنها ناله می کرد، اما تمام هوس های اسب نرهای آفریقایی را رعایت می کرد. بدهی بازپرداخت شده است، و طرف مقابل به بازپرداخت آن کمک کرد.
متشکرم چهره زیبا